خرید بک لینک
درست از دیشب ساعت نه تا حالا خوابیدم بعد اینکه رسیدیم دوش گرفتم خوابیدم فقط واسه شام یکسافت بیدار شدم بعد تخت خوابیدم .... ظهر بخیر ....

خواهری نیست و ایلیا یساعت دیگه میاد

+ نوشته شده در شنبه یکم مهر ۱۳۹۶ساعت 13:20  توسط |

برچسب: نویسنده: بردیا زمانی تاريخ: يکشنبه 9 مهر 1396 ساعت: 18:46

چند روزی هست اومدم خونه خواهری ولی دلم تنگه خونه هست این هفته سر مزار مامان نرفتم دلم تنگشه به خواهری نگفتم تا غربت ازارش بده .... پشیمونم از اومدنم نمیدونم شایدم بعدها خاطره شه برام ....کلی کار نکرده داشتم نمیدونم این تعلیق برام لازم بود ..... اینجا محرماش مثل ما نیست اینجا شلوغی بیداد مکنه مثل گذشته برام جذابیت نداره دیشب با بابا صحبت مکردم از تنهایی گله داشت دیشب داداشی پیش نامزد جان بود

برچسب: نویسنده: بردیا زمانی تاريخ: يکشنبه 9 مهر 1396 ساعت: 18:46

صفحه بندی